مانویت (آیین مانی) ترکیبی است از عقاید عرفان مسیحی، فلسفۀ افلاطونی، عقاید زردشتی و بودایی و صابئی که با اندیشههای مانی دربارۀ چگونگی هستی، شکل یافته و نوعی رنگ عرفانی به خود گرفته است. اساس مانویت بر دو اصل نور و تاریکی یا خیر و شر قرار دارد که جدا و ضد یکدیگرند. ازاینرو آن را از ادیان معتقد به ثَنَویت (دوخدایی) دانستهاند. بهعقیدۀ مانی در اَزَل و پیش از آفرینش دنیا، دو اصل نور و تاریکی، دو قلمرو مستقل داشتند که فرمانروایی عالم نور (جهان آرامش و سعادت) را پادشاه نور بهعهده داشت؛ و بر عالم تاریکی (جهان جنگ و پریشانی)، اهریمن یا شیطان فرمانروایی میکرد. اهریمن به قلمرو پادشاه نور حمله کرد و پادشاه نور برای مقابله با او مادر زندگی را آفرید و مادر زندگی هم انسان اَزَلی (اورمزد) را خلق کرد. انسان ازلی با پنج پسر خود، که پنج عنصر نورانی بودند، به پیکار تاریکی رفتند؛ اما اهریمن بر آنها پیروز شد و آن پسران را دیوان خوردند.
مانه، ادوآر (Édouard Manet،1832-1883 م) نقاش فرانسوی است که بر نقاشان امپرسیونیست و شیوۀ نوین نقاشی فرانسه تأثیر بسیار داشت. او برخلاف سنت نقاشی رایج با نگاهی صریح و واقعگرایانه زندگی مردمان را نقاشی کرد.
مانی (277-216 م) اندیشهورز ایرانی در دورۀ ساسانیان، بنیانگذار آیین مانوی و نگارگری چیرهدست است. در اندیشه و باور او عالم هستی براساس دو نیرو و یا اصل متضاد، اصل نور و اصل ظلمت، که در نبرد دائمیاند، بنیان یافته است. او رستگاری انسان را با نجات روح از بند ماده امکانپذیر میدانست. این آیین نخست در ایران گسترش یافت، و سپس در شرق و غرب آسیا، مصر و شمال افریقا و قسمتهایی از اروپا منتشر شد.
ماوَراءُالنَهر سرزمینی تاریخی است در شمال آمودریا که در زبان پهلوی، فرارود نامیده میشد. عربهای مسلمان پس از تسخیر این سرزمین آن را ماوراءالنهر نامیدند. خوارزم و سغد از مرکزهای تمدن در این سرزمین و سمرقند، بلخ، چاچ (تاشکند)، بخارا و گرگانج از شهرهای معروف آن بودند.
مامیران گیاهی است علفی، پایا (چندساله) و بومی اروپا و آسیا ازجمله ایران. این گیاه در ایران یک گونه دارد که در جنگلهای شمال و در دامنههای جنوبی کوههای البرز در کنار جادهها و محیطهای دستکاری شدۀ شهرهایی مانند تهران میروید. مامیران کاربرد دارویی دارد.
مان، پل توماس (Paul Thomas Mann، 1875-1955 م) رماننویس، مقالهنویس و چهرۀ برجستۀ ادبیات آلمان در قرن بیستم میلادی است. جایزۀ نوبل ادبیات در سال 1929 م، به او تعلق گرفت.
