نگاهی به اسامی افراد در فرهنگنامه و رشته های تخصصی آنها نشان از علاقه مندی متخصصان و پژوهشگران بنام سرزمین ما به دانش افزایی و پیشرفت نسل جوان کشور دارد.

تنی چند از این عزیزان به رحمت ایزدی پیوسته اند، ولی پایه ها و ستونهایی را برای کار فرهنگنامه استوار کرده اند که پابرجا مانده و امکان حرکت به سمت تألیف، چاپ و نشر این اثر را تا جلد آخر و همچنین، ویرایشهای بعدی تأمین کرده است.

در اینجا لازم است بگویم که در تمام مدت این سی سال شاگرد این عزیزان بوده ام و از محضرشان بسیار آموخته ام و تلاش کرده ام آموخته ها و تجربه ها را به همکاران منتقل کنم.

پایه و ستون اول: ابعاد کار فرهنگنامه

هدایت کنندگان، طراحان و نقشه پردازان کار فرهنگنامه، خانمها نوش آفرین انصاری، نسرین دخت عماد خراسانی، ثریا قزل ایاغ، زنده یاد منصوره راعی، و آقایان دکتر مهدی محقق، زنده یاد دکتر عباس حری، دکتر علی سلطانی گرد فرامرزی، دکتر علی بلوکباشی، دکتر نورالله مرادی، کامران فانی، زنده یاد مهندس علی پازوکی، دکتر حسن انوری، دکتر محمد هدایی و بهاءالدین خرمشاهی بوده اند.

آنها نخستین ستون را برافراشته اند و گام به گام به ما آموخته اند چگونه مدخلهای این فرهنگنامه را از میان کتابهای مرجع فارسی و زبانهای دیگر منطبق با نیازهای کودکان و نوجوانان ده تا شانزده سالۀ کشورمان انتخاب کنیم، به آزمایش بگذاریم و به مرحلۀ نهایی برسانیم.

این کار با حذف و افزایش شمار اندکی از مدخلها همچنان ادامه دارد، زیرا دانش و فناوری در حال تغییر و تحول است و آینده سازان کشورمان باید همواره به آخرین اطلاعات و نوآوریها، دسترسی داشته باشند. این کار به ویژه با کار هم زمان دایرة المعارف تشیع، دایرة المعارف بزرگ اسلامی و دانشنامۀ جهان اسلام، در سه مؤسسۀ جدا، و کارهای جدید دربارۀ فرهنگهای لغت، کامل شدن لغتنامۀ دهخدا و دایرة المعارف فارسی، ابعاد تازه ای می یافت و بحثها و مطالعات بسیاری را می طلبید.

پایه و ستون دوم: چگونگی تألیف مقاله های فرهنگنامه

زمانی که فهرست مدخلها مشخص و کار تألیف مقاله ها آغاز شد، استادانی چون زنده یادان ایرج جهانشاهی، هوشنگ شریف زاده و محمود پیک محمودی به فرهنگنامه پیوستند؛ گنجینـۀ سالها تجربه در مجله های (رشدهای امروزی) و نویسندگی برای نسل جوان را به فرهنگنامه آوردند، و با تشکیل کارگاههای نگارش و ویرایش و آماده سازی یکایک مقاله ها، نوشتن فرهنگنامه را به ما آموختند. نشستن درجلسه های ویرایشی، کلاسی بود که در آن ظرافتهای ویرایش مطرح می شد.

همه با احترام و دقت خاصی به قلم قرمز ایرج جهانشاهی در کنار مقاله های اولیه نگاه می کنیم، چون هنوز هم از یکایک موارد می توان آموخت. ظرافتهایی که در سال ۱۳۶۰ برای ایرج جهانشاهی زمینه ساز نوشتن راهنمای نویسنده و ویراستار شد و همکار دیگر فرهنگنامه محمد هدایی جزوۀ ۱۰۱ نکته در زمینۀ نوشتن مقاله برای فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان را در سال ۱۳۶۷ تنظیم کرد ،  که هر  دو اثر هنوز پایۀ کار خانم ایران گرگین، سرویراستار فرهنگنامه، نویسندگان، ویراستاران و گروههای تخصصی است.

براساس تجربۀ کار در فرهنگنامه، از ادغام این دو کتاب و بازنویسی آن راهنمای نگارش فرهنگنامۀ کودکان و نوجوانان در سال ۱۳۸۵ شکل گرفت و پایۀ کار کارگاههای نویسندگی شد. این کارگاهها هر سال تشکیل می شود و راههای تألیف مقاله های فرهنگنامه را در اختیار داوطلبان جدید می گذارد.

پایه و ستون سوم: نویسندگان مقاله های فرهنگنامه

ستون نویسندگان و ویراستاران، که بدنۀ بزرگ سازمان فرهنگنامه است ابتدا با پنج نفر شکل گرفت.  اکنون به بیش از ۲۵۰ نفر رسیده و از نویسندگان، مشاوران تخصصی و گروههای ویراستاران موضوعی  تشکیل شده است. نام بسیاری از نویسندگان، از نخستین جلدهای فرهنگنامه تا آخرین جلد منتشرشده، ذیل بسیاری از مقاله ها به چشم می خورد

از  جمله: دکتر حسن انوری، دکتر محمد هدایی، دکتر شکوفه شهیدی، شهناز خانلو، مریم رسالت، سوگند مافی، دکتر صفت الله طاهری، دکتر عبدالرحمان عالم، دکتر بهرام مستقیمی، مهندس محمدرضا حائری، اسفندیار معتمدی، اکرم افشار، مینا شیرین زاده و بسیاری از همکاران که در سالهای اخیر به فرهنگنامه پیوسته اند.

نیروی محرک این ستون عشق خالص و عمیق به سرزمین ایران، نسل جوان کشور و به فرهنگ غنی، پربار و سازندۀ آن است. هریک از افراد این ستون که در ۳۸ گروه تخصصی سازمان یافته اند به صورت داوطلب دانش، نیرو و وقت خود را در اختیار فرهنگنامه گذاشته اند. برگه ای پر می کنند و داوطلب همکاری می شوند.

جلسات توجیهی و کارگاههای مرجع و نویسندگی را پس از شش ماه همکاری آزاد و سنجش محیط و شیوۀ کار می گذرانند و پیوند خود را با بخش تألیف و تدوین فرهنگنامه استوار می سازند. هر یک از این عزیزان در کار خود یک پژوهشگر مداوم می شوند.

کافی است به پروندۀ یک مقاله مراجعه شود تا تصویری از ابعاد کار آنها به دست آید. تألیف مقاله های فرهنگنامه از همۀ ما پژوهشگر ساخته است.

جستجو و بررسی مداوم منابع علمی گوناگون و پرسش و مشاورۀ مداوم با اهل فن، کوششی است برای به دست آوردن تصویری درست، واقعی، دقیق و روزآمد از مطلب؛ چون همۀ ما خود را شاگردان جهانشاهی، شریف زاده و محمودی می دانیم و بدون داشتن این تصویر نمی توانیم اطلاعات را به زبان ساده و در شکلی قابل فهم برای نسل جوان تنظیم کنیم، زبانی که برای او قابل درک باشد و نیاز به پرسش های مکرر از بزرگسالان نداشته باشد.

این تلاش در فرهنگنامه آموزش را به شکل عمومی و مداوم و نیز به شیوه های گوناگون در آورده است، مانند تشکیل جلسه های هم اندیشی ماهانه، شرکت در کنفرانسها، کنگره ها و کلاسهای کارآموزی، بررسی مداوم مجله های تخصصی، فیلمهای مستند، سفرهای تحقیقاتی وجستجوی مداوم در منابع تحقیقاتی

پایه و ستون چهارم: تصویر ها و نقشه ها

این ستون به منابع تصویری و کار سنگین مسئولان تصویر گروههای تخصصی و جلد های فرهنگنامه اختصاص دارد. نگاه ما تهیه کنندگان مقاله های فرهنگنامه به نمایشگاهها، فیلمها، منابع اینترنتی، کتابها، مجموعه های تصویری، پوستر ها، مجموعه های عکس و حتی سفرهای داخل کشور تغییر اساسی کرده است.

همه جا در جستجوی عکسها و اطلاعاتی هستیم که بتواند تصویری درست و دقیق از یک پدیده در اختیار نسل جوان بگذارد.

همت والای عکاسان بنام مانند نصرالله کسراییان که تمام آثار خود را در اختیار فرهنگنامه گذاشته است، و آرشیو بسیاری از هنرمندان و نشریات این زمینه همواره برای ما راهگشا بوده است.

در آغاز فکر می کردیم اگر ۲۵ درصد یعنی یک چهارم مقاله را به تصویر اختصاص دهیم کافی خواهد بود،

ولی اکنون این محدوده را برای بسیاری از مقاله ها، به ویژه در حوزۀ جغرافیای ایران و جهان، تاریخ ایران و جهان، جانوران، گیاهان و هنر برداشته ایم و براساس ضرورت، فضای لازم را در اختیار مقاله می گذاریم.

دشواریهای مربوط به شناختن منابع و یافتن عکسها و نقشه هایدقیق نیز سبب شد کار تصویر در همۀ گروههای تخصصی عمومی شود و مسئولان تصویر جلدها، در واقع، در جمع آوری، نگاه علمی و نگاه کیفی کمک نویسندگان باشند و منابع موجود را در اختیار آنان قرار دهند.

پایه و ستون پنجم: شکل نهایی فرهنگنامه

انتخاب قطع، حروف، ستونها، محل تصویرها و نقشه ها، صفحه پردازی، رنگ و جنس جلد و مقدمه هرجلد همه و همه را زنده یاد ایرج جهانشاهی در فرهنگنامه شکل داد و مجید بلوچ همراه با گروهی فنی، که کسانی چون دکتر نورالدین زرین کلک و زنده یادان کریم امامی و فریدون جهانشاهی از مشاوران آن بودند، کار را شکل و سامان دادند.

مجید بلوچ از همان آغاز همراه و یار و یاور ما شد. بعد فرزند ایشان، نوید بلوچ، نیز به این کار پیوست. دقتهای بسیار ارزندۀ این عزیزان در یکایک موارد بسیار آموزنده شد. حروفچینی کامپیوتری نیز به کمک آمد و آرام آرام، روند صفحه پردازی را دقیق تر و تا حدی آسان تر کرد.

همکاران نیز که کلاسهای ویرایش مرکز نشر دانشگاهی را گذرانده بودند در این زمینه سختگیرتر شدند. دقت، صحت و کامل بودن از یک سو و هنرمندانه صفحه پردازی شدن از سوی دیگر کار صفحه پردازی و چاپ را به درجه بالاتری سوق داد.

پایه و ستون ششم: حضور دائمی کودکان و نوجوانان

تصور درست از آنچه کودک و نوجوان می خواهد بداند و ابعاد آن و شیوۀ بیانی که برای او قابل درک است از همان ابتدای کار ضرورت مشورت با کودکان و نوجوانان ده تا شانزده سال ایرانی را برای ما روشن ساخت. شورای مشورتی شکل گرفت و مشاوران نوجوان به کمک نویسندگان آمدند.

این مشاوران مقاله ها را می خواندند و نظر می دادند. دربارۀ محتوای مقاله ها به بحث و مشورت می نشستند، و گاه دربارۀ موضوعی به کار تحقیقی می پرداختند. نظر و عکس العمل آنها نسبت به مقاله ها همواره راهگشا بود. در آغاز، حدود ۲۵ نفر بودند، ولی شمار آنها تا نود نفر افزایش یافت. در هر فصل، برایشان یک جلسه ترتیب داده می شد و در تابستان، کارگاه مطالعاتی، تحقیقاتی و اجرایی داشتند. این کارگاهها در مرداد ماه، که جلسه های گروههای تخصصی تعطیل بود، برگزار می شد.

ما نویسندگان مقاله های فرهنگنامه از اعضای شورای مشورتی بسیار آموختیم. فهمیدیم که مطالب کتابهای درسی نباید در مقاله های فرهنگنامه تکرار شود. فهمیدیم که نسل جوان می خواهد مسائل جهان را درک کند.

برای او درک تفاوت میان جهانی شدن و جهانی سازی همان قدر مهم است که برای یک سیاستگذار اقتصادی. او می خواهد تأثیر پیشرفت در رشته های مختلف علوم را در ابعاد بزرگ و نیز عوامل تأثیرگذار بر آن را بشناسد.

این نگرش سبب شد ما از همۀ دوستانی که برای تأسیس یا کار در کتابخانه های روستایی به سراسر کشور می رفتند درخواست کنیم که پرسشهای کودکان و نوجوانان را جمع آوری کنند و به ما برسانند. اختلاف زیادی میان پرسشهای آنان با اعضای شورای مشورتی ندیدیم و این خود سبب تقویت کار شورای مشورتی شد.

پایه و ستون هفتم: حامیان فرهنگنامه

در سال ۱۳۵۸ زنده یاد محسن خمارلو یک سوم دارایی خود را با هدف انجام کاری برای مردم در اختیار شورای کتاب کودک گذاشت. او آدم ثروتمندی نبود. بنابراین، این اندوختۀ او تنها توانست سه سال هزینۀ فرهنگنامه را تأمین کند و از آن پس کار می ماند، ولی همت والای زنده یاد خانم معصومه سهراب (مافی)، همسر و دختران ایشان نگذاشت کار متوقف شود.

به همت خانم مافی هنرمندان به میدان آمدند و با اهدای آثار خود به فرهنگنامه پایه گذار یک نمایشگاه شدند، خانم مافی و همکاران آثار را فروختند و وجه آن را به حساب شورا ریختند. این کار چندین بار تکرار شد.

یک هدیة قابل توجه اجازه داد که طبقۀ سوم ساختمان شورا برای فرهنگنامه خریده شود. با اهدای ۵۰ درصد از درآمد کنسرت آقای حسین علیزاده اثاثیۀ لازم برای طبقۀ سوم خریداری شد.

فرزندان خانم مافی، سوگند و سوگل، پایه های بنیاد دوستداران فرهنگنامه را گذاشتند. نمایشگاهها و کنسرتها ادامه یافت و شماری حامیان جلدهای مختلف نیز به کمک آمدند و به این ترتیب، کار تألیف ادامه یافت و گسترده شد.

گرچه دوستداران به صورت جداگانه دیگر فعالیت نمی کنند، ولی حامیان قدیم و جدید فرهنگنامه همچنان به کمک می آیند و نگذاشته اند کار به دلیل کمبود امکانات مالی متوقف شود.

نظام اداری فرهنگنامه از حداقل نیرو برخوردار است و آنچه این عزیزان به عنوان حقوق دریافت می کنند بسیار محدود است، به گونه ای که قسمت اعظم کار آنها همچنان داوطلبانه به شمار می آید. البته چنانچه تجدید وسعت لازم را بیابد و این اثر به فرهنگنامه چاپ و توزیع و پخش جلدهای کتابخانه های مدارس ایران برسد، می توان پایه های مالی ادامۀ کار فرهنگنامه را استحکام بیشتری بخشید.

پایه و ستون هشتم: چاپ و نشر فرهنگنامه

زمانی که مقاله های جلد اول تا جلد چهارم شکل گرفتند، مسئلۀ چاپ آنها مطرح شد. چاپ چنین کار مهم، پایدار و بزرگی نیاز به سرمایه، پشتیبانی، زمان و تداوم داشت و سرمایۀ اولیه مدتها بود تمام شده بود. کمکهای بی دریغ حامیان نیز تنها در آن حد بود که کار تألیف را پیش برد.

فرهنگنامه از هیچ کمک دولتی برخوردار نبود و اقدامات مکرر استادان و صاحبنظران نتیجه ای در برنداشت. در این هنگام، پیشنهاد تشکیل شرکت تهیه و نشر فرهنگنامه به میان آمد. ناشران علاقه مند، که ارزش چنین کاری را درک می کردند، حاضر به سرمایه گذاری شدند و دوستان و اعضای شورا نیز آمادۀ خرید سهام شرکت به همت هیئت مدیره شرکت جلئد اول در سال ۱۳۷۱ ، جلد دوم در سال ۱۳۷۳ ، جلد سوم در سال ۱۳۷۶ و جلد جهارم در سال ۱۳۷۷ چاپ شد.

شورای کتاب کودک با عقد قراردادی با شرکت، تألیف این اثر را طی زمان به عهده گرفت و به عنوان یکی از سهامداران عمده در مسیر حرکت شرکت تأثیرگذار شد. این کار تجربۀ تازه ای برای شورا و فرهنگنامه شد. احساس این عد اقتصادی کار خود بیندیشد و لازم ُ به بً بود که این شرکت نمی تواند صرفا است ابعاد فرهنگی و اجتماعی کار خود را به دقت زیر نظر داشته باشد.

پس از طی چند بحران، کار شرکت و کار نشر و چاپ نیز بیشتر به سمت شورا و فرهنگنامه هدایت شد. این امر با بالا رفتن توانایی بخش تألیف که کار چهار جلد را هم زمان پیش می برد امید بالا رفتن سرعت کار را دارد، نیاز شرکت را به توانایی کار بیشتر و وسیع بالا برده است.

پایه و ستون نهم :ترویج فرهنگنامه

شناساندن فرهنگنامه به نسل جوان را نمی توان به چند معرفی در مطبوعات، چند اعلان تبلیغاتی، شرکت در نمایشگاههای کتاب و انتشار جزوه های کوچک و اعلانهای بزرگ محدود کرد. میان گروه مؤلف (مجموعۀ نویسندگان، ویراستاران و جستجوگران تصویر) و خوانندگان کودک و نوجوان ارتباطی دائمی لازم است. این امر در کشوری که آموزش به کتاب درسی و روشهای کار و ارزیابی به حفظ کردن و تست زدن محدود می شود، دشواریهای خاص خود را دارد.

به یاد دارم زمانی که یکی از مسئولان آموزش و پرورش به کار ما بسیار علاقه مند شد و کوشش کرد مجموعۀ فرهنگنامه را به بسیاری از مدارس در تهران برساند، همکاران ما که به این مدارس می رفتند مجموعه ها را در اتاق مدیر و در گنجه های قفل شده دیدند، نه در کتابخانه و نه در دسترس دانش آموزان. معرفی به معلمان و دانش آموزان، یاد دادن طرز استفاده از فرهنگنامه، انجام کارهای پژوهشی در تهران و در شهرهای دیگر اساس کار گروه ترویج فرهنگنامه قرار گرفت و این گروه با شماری داوطلب علاقه مند کار گستردۀ خود را آغاز کرد.

اکنون هر صبح که به شورا می روم، گروه ترویج را می بینم که مجموعۀ را در ساکهای دستی در کنار خود دارند و عازم مدرسه ای در یکی فرهنگنامه از نقاط شهر هستند تا به کلاسها بروند و کار پژوهش و استفاده از فرهنگنامه را با معلمان و دانش آموزان تمرین کنند. افسوس که هر برنامۀ جدیدی که در آموزش و پرورش به همت اندیشمندان این رشته شکل می گیرد با تحمیل روش رقابتی در آن و به کارگرفتن عوامل مقایسه، درجه بندی و در نظر گرفتن جایزه و نمایش و تظاهر به پیشرفت، کیفیت واقعی خود را از دست می دهد.

این فاجعه، پژوهش دانش آموزی را که می توانست بسیار سازنده باشد تبدیل به امری تظاهری کرد. به گفتۀ همکار ما، نسرین دخت عماد خراسانی، که عضو هیئت داوران پژوهشهای برتر انتخاب شده در یکی از استانها، درسالهای گذشته بود، پژوهشها کار والدین دانش آموزان بود نه خود آنها. گروه ترویج از سویی ارتباط نویسندگان فرهنگنامه را با نسل جوان برقرار می کند و از سویی دیگر، نیازهای معلمان و دانش آموزان را با تهیۀ انواع فهرستهای استخراج شده از جلدهای فرهنگنامه مانند فهرست مقاله های مربوط به روزهای جهانی و ملی در جلدهای مختلف فرهنگنامه برطرف می کند.

پایه و ستون دهم: عشق و صداقت

گاه هنگامی که به سی سال گذشته می اندیشم و نشیب و فرازهای کار فرهنگنامه را مرور می کنم، به این پرسش می رسم که چه عواملی سبب پایداری همۀ ما، گسترش کار و رسیدن به توانایی تألیف این اثر شد. هدف اصلی همۀ ما پاسخ به نیاز نسل جوان ایران به شناخت جهان امروز، گنجینه های طبیعی، فرهنگی و تاریخی کشور و مردم خویش، مسیر حرکت علوم مختلف، یافتن دانش و ساختن جامعه ای شایستۀ انسان و انسانیت بوده و هست.

رسیدن به صداقت علمی واقعی و دوری از گرایشهای سیاسی و اجتماعی زمانه خط حرکت همۀ مقاله های فرهنگنامه بوده و هست، ولی رسیدن به این ویژگیها تلاش مداوم می طلبد. چه چیز سبب این همه تلاش همکاران شد. عشق به سرزمین ایران و نسل جوان کشور در وجود همۀ ما ریشه ای بس عمیق دارد.

ولی حرکت، رشد، خودآزمایی، رسیدن به رضایت علمی و فرهنگی نیز شرایط خود را دارد. دوستان ما چگونه به ما پیوستند و سالیان دراز در این کوشش بی دریغ باقی ماندند و عاشقانه به کار خود ادامه داده اند و می دهند.

پاسخ این پرسش را بیشتر در نظام کار شورایی یافته ام. نظامی که همۀ کارها با بررسی، مشورت و رأی عمومی انجام می شود. چه زمانی که هیئت مدیرۀ شورا پنج نفر را مأمور کار روی طرح فرهنگنامه کرد و چه اکنون که شورای اجرایی فرهنگنامه،فرهنگنامه، زیرنظر هیئت مدیرۀ شورا برای پیشبرد کار تصمیم گیری و آن را مدتی به کمک گروه پیگیری فرهنگنامه و همواره به کمک هماهنگ کنندگان گروههای تخصصی اجرا می کند.

فضای کار فرهنگنامه، فضای مشورت علمی، مطالعه، تبادل نظر و تصمیم گیری جمعی است، فضای مشورت را در همۀ گروههای تخصصی، گروه پیگیری، شورای اجرایی، شورای هماهنگ کنندگان جلدها و هم اندیشیها می توان یافت. دستوری در کار نیست، رقابتی در کار نیست، شهرت طلبی در کار نیست. همین امر سبب صمیمیت، همکاری متقابل و دائمی و تبادل اطللاعات و افکار مداوم شده است و از همۀ ما دانشجویانی تمام وقت ساخته است.

نویسنده: توران میرهادی

[/col]
[/row]
[/section]